|
best of korea & Farsi 1 series
|
جومونگ از اویی میخواد تا اطلاعات غلطی درباره پیدا شدن راهی برای ساخت شمشمیر فولادی به شاهزاده ها بده که اونها با شنیدن این خبر پریشان و سر در گم شدند و همان کارگر اهنگری رو دوباره احضار کردند که با تایید این خبر به شدت ناراحت شدند.
سوسونو هم به پدرش اعلام میکنه که جوابش به خواستگاری ته سو منفیه.
پادشاه گوموا همسران و پسرانش رو به ناهار دعوت میکنه و از شاهزاه ها گزارشاتی رو دریافت میکنه و ازشون میخواد طی یک مسابقه مهارتهای رزمی شان رو نشون بدهند. اونها هم هر کدوم تا روز مسابقه تمرین کردند.
ته سو از سوسونو برای دیدن مسابقه دعوت کرد. روز مسابقه فرا رسید. اولیم مسابقه تیر اندازی با کمان بود که جومونگ بهترین بود.
مسابقه بعدی نبرد تن به تن بود یونگپو و جومونگ بود که جومونگ برنده شد. بعدی بین ته سو و جومونگ بود که به خاطر مهارت هر دو مسابقه مساوی تمام شد.
از اون طرف تهسو شب میره پیش سوسونو و ازش میخواد با هم نوشیدنی بخورند. در حین صحبتهایشان ته سو جواب خواستگاریشو میخواد و سوسونو هم میگه نمیتونه قبول کنه چون کسی رو از قبل دوست داره که تهسو متوجه میشه جومونگه اما به سوسونو میگه که نمیذارم تو رو از دست بدم.
ته سو به خاطر این سرخوردگی میره پیش شاه گوموا و قضیه شکسته شدن کمان دامول رو میگه اما گوموا عصبانی نمی شه.
از اون طرف نارو پیغامی رو به حاکم زوانتو از طرف تسو میده که شامل متن تقاضای ساخت شمشیر
فولادیه. حکمران قبول میکنه اما به شرطی که ته سو با دخترش ازدواج کنه.