|
best of korea & Farsi 1 series
|
تسو از جومونگ میخواد به عنوان گروگان بره هان. از اون طرف وزیر اعظم از تسو میخواد تا یونگ پو رو بفرسته تا حداقل کمی از دستش راحت باشه.
سر همین قضیه یونگ پو با تسو جروبحث میکنه که ملکه واسطه میشه و نمیذاره یونگ پو بره هان.
یونگ پو تصمیم میگیره که تسو رو بکشه و از دوچی تقاضای کمک میکنه. دوچی هم سربازهای ماهری رو استخدام میکنه و تمرینشون میده.
بانو یوها قضیه گروگان هان رو برای شاه گوموا مطرح میکنه که شاه با تسو در این مورد صحبت میکنه اما اون راضی نمیشه و میگه که میخواد جومونگ رو بفرسته. جومونگ به شاه اطلاع میده که میخواد به هان بره.
از اون طرف افراد جومونگ به یونگ پو و دوچی مشکوک میشن و کارهای اونها رو زیر نظر میگیرند.
جومونگ متوجه میشه که اونها میخوان تسو رو بکشند.
گروه یون تابال به چانگ آن میره تا تجارت کنه اما حکمران اونجا کالاهاشون رو توقیف میکنه و سرپرست گروه رو زندانی میکنه. خبر به سوسونو میرسه و و طی یک جلسه تصمیم میگیرند سون یانگ رو بکشند چون از چشم اون میبینند. اما یومی یول سوسونو رو از این کار منع میکنه.
تسو برای کاری به گیه رو میره و درباره جومونگ با سوسونو صحبت میکنه که سوسونو از این ملاقات عصبی میشه.
افراد یونگ پو لباس سربازان گیه رو میپوشند و به تسو حمله میکنند اما جومونگ تسو رو نجات میده.
تسو میفهمه که کار یونگ پو بوده و ....
بعد از اینکه موپال مو دستهای جومونگ رو باز میکنه اون با شمشیری که موپالمو ساخته شروع به جنگیدن میکنه و ارتش آیرون فرار میکنند. بعد از جنگیدن، جومونگ از وضعیت شاه و بویو می پرسه و وقتی که متوجه میشه چه خبره شوکه میشه. جومونگ موپالمو و محافظش رو به گیه رو میفرسته و خودش میره سر وقت دهکده هان بائک و یه سو یا رو نجات میده و اونو به بویو میبره. از اون طرف حکمران زوانتو ( هیون تو) با شنیدن خبر فرار جومونگ با نامه ای به تسو خبر زنده بودن جومونگ رو میرسونه.
رئیس موپالمو وقتی به گیرو بر میگرده به بانو یو می یول خبر زنده بودن جومونگ رو میده اما بانو یو می یول محافظ موپال مو رو میفرسته بویو تا مانع وارد شدن جومونگ به قصر بشه.
جومونگ وارد بویو میشه اما به پیشنهاد افرادش به قصر نمی ره. جومونگ تصمیم میگیره تا بره پیش یون تا بال اما بهش میگن که سوسونو ازدواج کرده. اون به تجارتخانه میره و مردی که اونجا بود تمام ماجرا رو توضیح میده.
تسو به سربازانش دستور می ده مخفیانه دنبال جومونگ بگردند و به محض پیدا کردنش اونو بکشند. افراد جومونگ قضیه رو میفهمند و جومونگ تصمیم میگیره تا شایعه زنده بودند خودش رو بین مردم پخش کنه تا از حالت مخفیانه بودند دربیاد و نقشه تسو به هم بخوره..
بعد از اینکار مخفیانه وارد قصر میشه تا...
جومونگ به دیدن مادرش میره. بعد از کلی اشک و آه مادرش آروم میشه و با هم صحبت میکنند. موقع برگشتن اویی هم با جومونگ بوده که توسط محافظان قصر محاصره میشه که جومونگ اونها رو متقاعد میکنه تا بذاره اون بره. تسو هم میفهمه که جومونگ وارد قصر شده. با نو یوها هم خبر زنده بودن جومونگ رو به شاه گوموا میده.
یون تابال و گروهش وارد گیهرو میشن. و یون تابال سوسونو رو رئیس اعلام میکنه و خودش رو کنار میکشه. عمه سوسونو اعتراض میکنه و زیر بار این تصمیم نمیره و نقشه خیانت به سوسونو رو تو سرش داره.
موپالمو برای تبریک گفتن به سوسونو میره پیشش و ماجرای زنده بودن جومونگ رو به سوسونو میگه و سوسونو خیلی شوکه میشه.
اوته متوجه گریه های سوسونو میشه و خیلی ناراحت میشه.
پادشاه با ترفندی جومونگ رو وارد قصر میکنه. طوری که تسو نمی تونه کاری بکنه.
جومونگ و گوموا تصمیم میگیرند فعلا مطیع تسو باشند تا فرصت مناسبی برای پس گرفتن قدرت پیدا کنند.
خواهر یون تابال با رئیس سونگ یانگ کتحد میشه تا بتونه پسرش رو رئیس گیرو بکنه و شمشمیری که موپالمو ساخته رو بهش میده. اونم موپالمو رو دستگیر میکنه.
سوسونو هم به خاطر فشارهایی که بهش میاد بیمار میشه. از اون طرف جومونگ به گیرو میره و با یون تابال ملاقات میکنه اما سوسونو حاضر نمیشه باهاش حرف بزنه. جومونگ به دیدن یومی یول میره و اون بهش میگه که در بویو نمونه.
موقع برگشتن افراد جومونگ خبر دستگیر شدن موپال مو رو به جومونگ میده.